اسماعیل سردشتی


در روز ۲۴/۰۴/۱۹۷۴ در شهر قلادزه عراق به صورت نوزاد هفت ماهگی چشم به جهان گشود. هنگام تولد آن قدر بی حرکت بود که مردم تصور کرده ان که نوزاد مرده است به همین خاطر تصمیم به خاکسپاری او را گرفتند ولی بعد از مدتی نوزاد عطسه ای کرد و معلوم شد که نمرده و این عطسه باعث شد که چندین سال دیگر هم زندگی کند و برگی زرین را بر تاریخ ملت کرد بیافزاید.

وی تحصیلات ابتدایی خود را در روستای خودشان ( وه لیو ) از توابع شهرستان سردشت گذراند ولی در مدرسه هیچ علاقه ای به درس نداشت و بیشتر مشغول سرودن آوازهای دلخواهش بود بنابراین نمرات وی به ندرت دو رقمی می شد.

پس از تحصیلات ابتدایی برای ادامه به شهر مهاباد رفت ولی در آنجا چون جای تفریح و بیکاری بیشتر بود و بیشتر از درس دور می شد و در نهایت ترک تحصیل کرد.

بنده که اطلاعات پراکنده ای در مورد او دارم فقط آنهایی را می نویسم که می دانم و گرنه توصیف یک هنرمند بزرگ در چند صفحه کاری محال است.

وی بعد از مدتی ازدواج کرد و سپس به پدرش پیشنهاد داد که مشغول سرودن آواز می شوم و همین باعث شد که با ناراحتی از پدرش دور شود و به شهر مهاباد که در آنجا هنرمندان کرد بیشتری وجود داشت برود.

بعد از مدتی که هنرمندان آن زمان فهمیده بودند که اگر مردم او را بشناسند دیگر بازار کاری برای آنها نخواهد ماندبه گفته بودن که کار سختی هست و تو نمی توانی و..... ولی بنا به گفته ی خودش یکی از صاحبان استودیوی هنرمندان در مهاباد باعث شده است که وی به کارش ادامه دهد.

بالاخره بعد از مدتی کار بیشتر مردم موکریان او را شناختند و همین نیز باعث پیشرفت بیشتر وی شد و در بیشتر مراسمات عروسی شرکت می کرد و روز به روز عاشقان وی بیشتر می شدند .

سی دی ( ئه مان لی ) که با همکاری بیوران رایانه سردشت از وی پخش شد بسیار جالب بود ولی بیشتر موضوعات وی عاشقی زیبارویان بود ولی بعد از مدتی از بازار زیبارویان درآمد و وظیفه ی خودش را سنگین تر دید و مشغول به سرودن آواز های ملی و یادآوری حماسه های ملت خودش و منطقه شد ولی  متاسفانه به او اجازه داده نشد که ادامه دهد و به شش ماه زندان و چندین ضربه شلاق و سه سال محرومیت از آواز خواندن محکوم شد در طول این مدت سایر هنرمندان و ملت هم در اکثر مراسمات یادهای زیادی از او کرده و برای آزادی و دعا می کردند تا اینکه شش ماه تمام و وی آزاد شد . بعد از مدتی  وی نتوانست شرایط را ادامه دهد تا اینکه در شهر مهاباد در زمستان ۸۳ یک سی دی خداحافظی و مهاجرت را ضبط کرد و به جنوب این سرزمین تکه تکه شده رفت . در آنجا هم مردم پذیرایی خوبی از او کردند و در به هیتلر هنرمندان تبدیل شد.سپس در کانال ماهواره ای کردستان تی وی دعوت شد و آوازهایی سر داد و برای بار دیگر عاشقان وی او را دیدند و چند آوازی سر داد که اگر امکانش باشد فایل های تصویری را در این وبلاگ قرار خواهم داد. در تابستان ۸۴ با برادرش رزگار به صورت نهانی به ایران سفر کرد ولی آشکار شد که وی آمده است و بر اثر سانحه ی تصادف برادرش را از دست داده و خودش هم پایش شکسته است ولی هر جورهایی که شد با مردانگی جوانان سردشت از خاک ایران خارج شد و به عراق برگشت. هر هفته و لا اقل هر ماه یک یا چند سی دی از اسماعیل سردشتی روانه ی بازار می شد که هنوز هم آوازهایش در این استودیو ها هستد که در پایان سعی می کنم نام این استودیو ها را بیاورم. در این مدت خوانندگان زیادی می خواستند با او رقابت کنند و می خواستند شخصیت او را خدشه دار کنند تا دوباره مردم به آنها روی بیاورند و بازارشان دوباره بیاید ولی سردشتی آنقدر توانا بود که هیچ کدام از خوانندگان عراق نتوانستند ذره ای از عشق مردم را نسبت به او کم کنند. ناگفته نماند که در میان این خوانندگان بعضی ها هم چون آراس ره باتی - محمد بوکانی - نعمت توتونچی - سلیمان لاجانی - مناف خیلانی - فقه مینه - سرکوت قوربانی - قادر مرالی - عثمان ربطی - عبدالله کویستانی - یاسین یادگار و خیلی خوانندگان دیگر همواره به او احترام می گذاشتند و رسیدن به آرزوهای سردشتی را از خداوند منان خواستار بودند که این خود باعث محبوبیت این خوانندگان نیز شده بود. اسماعیل سردشتی در طول مدتی که در عراق بود چندین بار در کانال های ماهواره ای مختلف از قبیل زاگرس - کردستان تی وی - کردسات - نوروز تی وی و .... دعوت شد و هر بار آوازهایی سر می داد و خاطره هایی می گفت. تا اینکه سرانجام در اولین روز ماه اوت ۲۰۰۸ برابر با دهم مرداد ماه سال ۱۳۸۷ هجری شمسی روز جمعه ساعت ۱۶ بر اثر سانحه ی تصادف در جاده ی رانیه کنار پل سنگسر به شدت زخمی شد و پس از روانه شدن به بیمارستان رانيه در راه به شهادت رسید و جان خود را در راه دفاع از آرمان های این ملت فدا کرد.

اسماعیل سردشتی دارای ۴ فرزند (۲ پسر و ۲ دختر ) است. پسر بزرگش کیوان فرزند مادری است که از اسماعیل سردشتی جدا شده بود ولی فرزندان دیگرش شیما و شیلا و کومار فرزندان همسر تازه اش خانم شهلا می باشند. پدر اسماعیل سردشتی مام میرزای بایزی آمان چند فرزند را از دست داده است و در حال حاضر نوه ها و عروس هایش کنار او در شهر مهاباد به سر می برند.

خواننده ی گرامی در صورتی که یکی از بندهای این مقاله صحیح نیست حتما ما را باخبر کنید ( در بخش نظر دهی همین قسمت ) تا نسبت به تصحیح آن اقدام کنیم .

نام استودیوهای رسمی پخش کننده ی آوازهای صوتی و تصویری اسماعیل سردشتی


 مهاباد : تومارگای مهاباد - قادر رسولی

سردشت: استودیو ئه وین - محمد حسن زاده

سردشت:استودیو طلایی - صالح بری

سردشت: استودیو چاوشین - حاجی احمدیان

اشنویه : استودیو شهاب - قادر مهدی زاده و ممد مهدي زاده

میرآباد:استودیو زمزیران - حتم محمدیار

نلاس: اسماعیل علی پور

بانه:استودیو نگین - ابوبکر غمی

قلادزه : تومارگای نوا - احمد نوا

هولیر : تومارگای خالقی - صباح شوانی

ربط : تومارگای شیخی - رحمان شیخی و مصطفی ملا عبدالله

عراق : ویدیو هیرو - سماییل هیرویی

 

این هم چند تا از آهنگ های اسماعیل سردشتی



1-اسماعیل سردشتی1

2-اسماعیل سردشتی2

3-اسماعیل سردشتی3

4-اسماعیل سردشتی4

5-اسماعیل سردشتی5

6-اسماعیل سردشتی6

7-اسماعیل سردشتی7

8-اسماعیل سردشتی8

9-اسماعیل سردشتی9

10-اسماعیل سردشتی10

11-اسماعیل سردشتی11

12-اسماعیل سردشتی12

13-اسماعیل سردشتی13

14-اسماعیل سردشتی14

15-اسماعیل سردشتی15

16-اسماعیل سردشتی16

17-اسماعیل سردشتی17

18-اسماعیل سردشتی18

19-اسماعیل سردشتی19

20-اسماعیل سردشتی20

21-اسماعیل سردشتی21

22-اسماعیل سردشتی22

23-اسماعیل سردشتی24
گزارش تخلف
بعدی